الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
706
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
آيات : ( وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ - 157 / اعراف ) ( وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ - 29 / اسراء ) ( وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ - 64 / مائده ) كه خداى را به بخل مذمّت كردهاند و نيز گفته شده همين كه شنيدند كه خداى هر چيزى را در امرش گذرانده و حكم نموده است ، گفتند بنابر اين ديگر دست خدا بسته است يعنى در حكم و امر بسته شده است چون ديگر از كار فارغ است ، از اين روى خداى تعالى آيهء فوق را بيان داشته كه ( دستان آنها بسته شده است ) . در آيه : ( إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا - 8 / يس ) يعنى از كار خير بازشان داشت و از همين معنى است كه آنها را با واژههاى - طبع و ختم يعنى مهر كردن بر دلهاشان و بر گوشها و ديدگانشان وصفشان كرده است . و نيز گفته شده هر چند كه لفظش ماضى است مثل ( جعلنا يا ختم ) ولى اشاره به چيزى است كه در قيامت در بارهشان انجام مىشود مثل آيه : ( وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا - 33 / سباء ) . غُلَالَة : لباس و جامهاى است كه ميان دو لباس پوشيده مىشود . شعار : زير لباسى . دثار : لباس رو ، است . غلالة « 1 » : لباسى ميانه آن دو و نيز - غُلَالَة - بطور استعاره در بارهء زره - به كار
--> ( 1 ) غلالة : اين نوع جامه در شهرهاى ايران به ويژه شهر شوشتر بافته مىشد از اين روى - غلاله تستريه يعنى زير جامه زرّين شوشترى معروف بوده و به همه كشورهاى اسلامى صادر مىشد از اين نوع جامه براى لباس استراحت و خواب نيز تهيّه مىكردند و از اين نوع لباسها براى مردان ، و زنان به هنگام خواب يا كار مىبافتند . وشّاء - در كتاب معروفش به نام ( موشّى در لباس ظرفا و اديبان مىنويسد : اعلم انّ من زىّ الرّجال الظّرفاء و ذوى المروة الادباء الغلائل الرّقاق : بدان كه يكى از لباسهاى مردان خوش پوش و جوانمرد و اديبان ، زير جامههاى نازك است و ضمنا - غلالة - لباس فاخر عروسان نيز بوده ، ناصر خسرو گويد : فتنه كند خلق را چو روى بپوشد * همچو عروسان به زير سبز غلالة ( ديوان ناصر خسرو 389 - مروج الذّهب 4 / 257 - 5 / 312 - 8 / 268 به نقل از فرهنگ مصطلحات تاريخى و .